مرتضى مطهرى
876
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىگويند - و درست مىگويند - كه « الامور مرهونة باوقاتها » يعنى حوادث و پديدههاى جهان در گرو وقت و زمان ويژهء خويشند ، هر پديدهاى زمان مخصوص به خود دارد و جز در آن زمان امكان وجود ندارد . جهان همچون درختى عظيم و تناور و بارده است و حوادث و پديدهها ميوههاى اين درخت تناورند ، مراحلى بايد طى شود و شرايطى بايد تغيير كند و مهلتهايى بايد بگذرد كه ميوه از بطن درخت بر دامن شاخ ظاهر شود و مدتى ديگر خواه ناخواه بايد سپرى شود تا آن ميوه برسد و آمادهء چيدن گردد . مادر روزگار همواره در كار حادثه زايى است . هر زايشى معلول يك لقاح و يك مهلت و مدت است كه ما آن را « زمان باردارى » مىناميم . در اين مدت و مهلت اعضا و جوارح كودك خلق و تكميل مىشود و هم در خلال اين مدت و مهلت است كه غذاى مطبوعى به نام « شير » در پستان مادر تهيه و تدارك مىگردد و شرايط زايش و وارد صحنه شدن يك مولود جديد فراهم مىشود . درست است كه ميان عرضه و احتياج در دستگاه عظيم خلقت ارتباط مستقيم است و همين كه « بخت نو فرزند نو بزايد » طبعا « خون تبديل به شير شيرين مىگردد » ولى اين تبديل و تبدلها نتيجهء يك سلسله فعل و انفعالهاى تدريجى است كه نيازمند به زمان و مهلت و مدت است . آرى : « مهلتى بايست تا خون شير شد » پيوند پديدهها با زمانى كه بايد مانند پل از آن عبور كنند و زمانى كه بايد در بستر آن قرار گيرند و در دامن آن بشكفند آنچنان عميق است كه براى يك فيلسوف تصور دو تايى و جدايى نا ميسر است . در عين حال كه هر پديدهاى در گرو وقت و زمان خويش است نقش انسان را در فرمانروايى بر زمان و تسلط او را بر مقدّرات زمان نبايد فراموش كرد و ناديده گرفت . البته آنكه زمام همه چيز در دست قدرت او و همهء شرايط و مهلتها و مدتها قائم به ذات اوست و هيچ قيد و شرط ، خواست او را محدود نمىكند و زمان و مكان و قيد و حد و شرط در مرتبهء متأخر از اراده و مشيت او قرار دارد ذات لايزال حقّ قيّوم متعال است ( سبق الاوقات كونه ، و العدم وجوده ، و الابتداء ازله ) « 1 »